آنیتادختر دلبندمونآنیتادختر دلبندمون، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه سن داره

" آنیتــــا " فرشته آب ها

تلاش برای بازگشت به نقاشی 96.7.3

این روزا 3مهر 96 علاقه ای به نقاشی نداری برای اینکه سارینا و ویانا پرنسس های خوشگل میکشن اما شما بلد نیستی اشکال نداره مامان جون اونا حداقل 6ماه ازت بزرگترن جان مامان تصمیم گرفتم بهت یاد بدم پرنسس کشیدن رو تا اینکا دیشب یعنی 4مهر موفق شدی بکشی اما قراره خیلی تمرین کنی عکسش رو برات میذارم موفق میشی عزیزم مطمئنم اینو همیشه گفتم بهت عاشقتم دخترکم...
5 مهر 1396

کوتاه کردن مو 30شهریور 96

Atefeh: داریم میریم آرایشگاه موهامون رو کوتاه کنیم امروز پنج شنبه 30شهریور96 رفتیم برای کوتاهیه مو و جالبه که شما راه رو کاملا بلد بودی تازه کارت تموم شد یواشکی به من گفتی اصلا هم این آرایشگاه خوب نبود اونا زودتر از من شنیدن و همه خندیدیم و این هم چهره جدیدم ...
1 مهر 1396

رویش 14 و 15مروارید

مبارکت باشه عزیزم بعد ازکلی زمان بالاخره این دندونات هم به سلامتی جوونه زدن اول سمت راست و بلافاصله سمت چپ94/5/18 امیدوارم برات به سلامتی و خوبی و محکمی کار کنه
20 مرداد 1394

دخترم بزرگ شده

عزیز دل مامان امروز دو روزه کامل می می نمی خوری،خیلی بده،ناراحت کننده ست،دلم واقعا برا می می خوردنت تنگ شده،فقط بدون خیلی خیلی زیاد دوستت دارم به دومین می می چیزی نزدیم،چون میگی خاطره بدی تو ذهن کودک میمونه،از اونجا که عاقل هستی از سه شب قبل گفتم که اگه امشب بخوری دیگه تموم می شه،اون شب تا 2 بیدار موندیم که بدون می می بخوابی چون در طول روز نخورده بودی  (یکشنبه94/5/4)اما نشد و قبول کردی که بخوری و من هم مرتب تاکید کردم که امشب بخوری دیگه تموم میشه و اون شب آخرین شبی بود که می می خوردی حقیقتا خودم دلم می خواست بازم یه روز دیگه بخوری تا بتونم از شما فیلم و عکس بگیرم اما قسمت نشد روز اول94/5/5مامان شما رو برد بیرون و سه تا کتاب جای...
8 مرداد 1394

رویش سیزدهمین مروارید

دخترگلم همزمان سه تا از دندون های کوچولوت قرار گذاشتن جوونه بزند بیش از چند هفته است که لثه ت متورم شده بود ،بعد سفید شد تا اینکه امروز از بالا سمت چپ سومین دندون جوونه زد مبارکت باشه عزیزم امیدوارم سفت و محکم باشه و هرگز خراب نشه فقط نمیدونم بین این دو دندونات بازم باید دندونی باشه یا نه؟! قربونت میرم من عزیز تر از جانم
3 مرداد 1394

شروع بای بای می می دودو

عزیزکم از دو،شب قبل تصمیم گرفتم که شما رئ از شیر بگیرم، پدرت فکر میکنه کار غیر ممکنیه و زیاد مایل نیست اما از اونجا که یکبار دکتر رفته بودیم (حدود یک ماه قبل)  نظر دکتر این بود که همین الان از شیر بگیرمت،منم دلم محکمه که از شیر گرفتن ضرری برای شما نداره اما خودم هم ناراحتم،دخلاقی هم میکردی ر شروع از دو شب قبل امتحانی به سمت راست رژ مالیدم و شما اصلا نزدیکش نشدی و تا امروز با حرص فقط از یکی خورددیروز بداخلاقی می کردی اما امروز بهتری،تصمیم دارم فردا کلا هر دو رو ممنوع کنم،امروز وقتی از شیردوش استفاده میکردم یاد اون روزای اول افتادم که برات شیر میدوشیدم و تو شیشه میریختم که به شیشه عادت کنی و ماملا بی فایده بود چون شما از 4ماهگی لب به ش...
2 مرداد 1394